| به نام بخشنده ی بزرگ
داور برحق
به نام خداوند ایثار و انصاف ...
عیدتون مبارک باشه
امیدوارم همیشه ی ایام شاد و خوشحال باشید
دوستانی که وبلاگ طبیب عشق سر می زنن می دونن بیشتر
نوشته های این وبلاگ متن ها و شعرهای قشنگ و کوتاهیه که تو نت بوده
و من جمع آوری کردم چند تا مطلب هم بوده که خودم نوشتم
اگه یادتون باشه بعد از انتخابات مسینجر باز نمی شد
من برای یکی از دوستانم اینجا مطلبی نوشتم
که وقتی میاد نت بتونیم از حال هم با خبر باشیم
ولی مثل اینکه به گوشه ی قبای یکی از
دوستان بر خورده و کمی فحش نثار من کرده
کاش فحش آبدار می داد که بیشتر بچسبه
شاید بگید از کجا می دونی اون بوده
اگه حوصله داشته باشین یه داستان تاریخی می گم
وقتی حضرت محمد (ص) از خدیجه پول گرفت که تجارت کنه
مسافرتش همزمان شد با کاروان ابوجهل
وقتی که اواسط راه رسیدن حضرت محمد(ص) از هم کاروانی های خودش می پرسه
که اینجا چشمه ای - چاهی نیست
گفتن کمی جلوتر چاهی هست
وقتی رفتن سر چاه دیدن چاه پر شده
حضرت محمد(ص) گفت من می دونم کی این چاه را پر کرده این کار ابو جهل بوده
هر کس باید طرف خودشو بشناسه ومن طرفمو را می شناسمه ابوجهله
البته من عددی نیستم و قصد مقایسه خدای نکرده نداشتم
فقط خواستم بگم اگه طرفتو نشناسی خیلی عقبی
چون می دونم بازم سر می زنه
بهش سلام می کنم
وبراش بهترین چیزها را آرزو می کنم
اگه بازم حرف بد بزنی با جون و دل می پذیرم
دوستان عزیز ببخشید سرتون را درد آوردم
موفق باشید نوشته شده توسط وحيد در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت | لینک ثابت |
|